سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
کتابدار فردا
دوستی ات، [در حدّ] شیدایی و دشمنی ات [مایه] هلاکت نباشد . دوستت را به اندازهْ دوست بدار و دشمنت رابه اندازهْ دشمن بدار . [امام علی علیه السلام]

کتابدار فردا

   1   2      >

روزگار تو را با خود می برد دیروز به موی سپید پیرمردی خیره بودم که که زجر زمان صورتش را پر از چین چروک کرده بود و با چشمانش داشت گذشته ای که در آن مغروق بود را می نگریست لحظه به آینه نگریستم و خود را در جای آن پیر زجر کشیده گذاشتم دیدم او به سمت مرگ پیش می رود و من در مرگ فرو رفته ام دیدام او به زندگی چنگ زده و صورت زندگی را پر از خون ساخته و من با مرگ در حال دست و پنجه نرم کردن بودم با خود در این این اندیشه فرو رفتم که در سن او من چه خواهم بود دست سرنوشت مرا به کدامین دیار یا کداین سرا رهسپار می سازد در ماجراجویی های خود غرقم و هنوز کودک درونم را قربانی نساخته ام هنوز گوساله هایی که در وجودم خدایی می کنند در حال خدایی کردن اند و تنها خدایم بر صلیب بت هایی که برای خود ساخته ام مصلوب گشته خواستم ابراهیم وار بت های درونم را بشکنم خواستم اسماعیل را سر برم اما نمی شد خود اسماعیل بودم نگران از آینده و بیم ناک از گذشه و با ترس از حال به سراغ قلم آمدم تنها چیزی که شاید درونم را آرام سازد به قول امروزی ها شروع کردم به چرند نوشتن چرند و پرند می نویسم از جان آدم را در نوشته ام آوردم تا شیر مرغ را به هم در زدم تا بزنم حرفم را اما باز در زدن حرف بیم ناکم می ترسم می ترسم از خدایانی که برایم ساخته اند از خدایانی که برای خود ساخته مشوش می نویسم و در جست جوی حقیقت به پیش می روم نمی دانم حقیقت چیست و راه راست کدام است نگران تر از آنم که در تصور بتوان جایش داد از روز گار




دانش پژوه ::: سه شنبه 23/9/89::: ساعت 1:11 عصر

بویش از کوچه ها می امد کمی شبیه بوی خورشت سبزی بود کمی هم شبیه قیمه بعضی جاها هم شبیه بوی مرغ سرخ کرده بود. بویش در بوی اسپند گم می شد دود بود و نوحه خوانی و سینه زنی و زنجیر زنی و قمه زنی چای بود شربت و صدای حسین حسین و در میانش گریه بود صدای گریه و اشک یتیمی پا برهنه که به دنبال هیئت می دوید و می دوید و در میانش پیرزنی که گام هایش استوار اما آهسته بود و قطره اشکی که آرام گونه هایش را نوازش می کرد از صورت پر چین و چروکش به زمین چکه می کرد آن طرف تر کودکی بود که تمام کینه ها و نفرت هایش از زمان و زمانه را با زنجیر بر شانه هایش خالی می کرد گویا شانه هایش را در کشته شدن حسین زهرا دخیل می دانست نگاهم ان طرف تر رفت پیرمرد کوفی را دیدم که داشت برای حسین می خواند آنطرف تر رفت دیدم یزیدیان برای اشک ریختن برحسین به کوفیان پول می دهند دیدم کوفیان مردم را می فریبند دیدم دوباره سر حسین را بر نیزه کرده اند و کوچه به کوچه محله به محله و شهر به شهر می چرخانند دیدم دیگر جای ماندن نیست نمی دانستم در غم پدرم حسین گریه کنم یا برخیزم سر پدر را بار دیگر از دست یزیدیان زمان خارج سازم فرزندان ابوسفیان را دیدم که حسین را بیلبرد تبلیغاتی خود ساخته اند و از آزادگی پدرم برای در بند کشیدن استفاده می کنند خواستم فریاد بر آورم اما صدایم در میان بوق کرنای فرزندان سیاهی پنهان بود آرام سر را میان زانوان خود بردم و برای پدر گریستم و گریستم و گریستم.....


ماه شهادت یگانه منجی آزادگی حسین زهرا را نمی دانم تبریک بگویم یا تسلیت......


 


 




دانش پژوه ::: شنبه 20/9/89::: ساعت 12:2 عصر

توقیف فهرست نویسی در کتابخانه ملی


به گزارش گروه فرهنگ وهنر روزنامه جام جم:فهرستنوبسی 500 هزار جلد کتاب باقیمانده کتابخانه ملی به دلیل مشکلات مالی متوقف شد.
اوایل ماه گذشته قراردادی بین کتایبخانه ملی و یک شرکت خصوصی منعقد شد تا اعضای این شرکت در کتابخانه ملی مستقر شوند و بعد از یک دوره دو ماهه آموزش فهرست نویسی، طی یک سال 500 هزار نسخه کتاب را فهرست نویسی کنند ، اما دیروز خبر گزاری مهر به نقل از حبیب الله عظیمی، معاون کتابخانه ملی از متوقف شدن این قرار داد خبر داد . این در حالی است که عظیمی چندی پیش از نهایی شدن این قرار داد به ارزش یک ملیارد تومان سخن گفته بود. 2 ملیون جلد کتاب در کتابخانه ملی وجود دارد که 1 ملیون و300 هزار جلد آن فهرست نویسی شده است و کار فهرست نویس 200 هزار جلد هم از سوی کتابداران و متخصصان کتابخانه ملی در حال انجام است.500 هزار جلد باقی مانده همچنان در انبارهای کتابخانه ملی نگهداری می شود. قرار بود شرکت خصوصی طرف قرارداد اواخر سال 1389 این تعداد کتاب را پس از فهرستنویسی تحویل دهد....




دانش پژوه ::: سه شنبه 6/11/88::: ساعت 4:24 عصر

 در پی سخنان یکی از افرادی که خودش رو روشنفکر دینی می خوند و خودش رو صاحب رسالت می دونست من این جملات رو نوشتم وگفتم روی وب قرارشون بدم تا شما هم بخونین.....


بعضی ازرونشنفکران که خود را روشنفکر دینی می نامند گاهی اظهارنظرهایی می کنند که آدم شرم می کند دیگر جایی اسم روشنفکر بر زبان جاری سازد وبگوید من روشنفکر دینی هستم وگاهی اوقات آتش جهل ونادنانی این افراد که از جامعه ایران شناختی ندارند دامن پاک برخی از روشنفکران این سرزمین که خواهان اسلام راستین بودند را نیز چرکین می سازند اما اگر بخواهیم روشنفکر دینی را بررسی کنیم باید کتابهای معلم شهید دکتر علی شریعتی را مورد کنکاش قرار دهیم تا هر بی سروپایی را به عنوان روشنفکر دینی قبول نکنیم اما امروز مباحثی در خصوص عصمت امامان و علم امامان مطرح است که در بین جوانان وتحصیل کرده های ما بیشتر رواج دارد اصولا آیا انسان می تواند معصوم باشد یا خطا واشتباه نکند یا نه انسان به ذاته موجودی است خطا کار اگر این چنین باشد یعنی انسان در ذاتش احتیاج به خطا کردن دارد پس دیگر نیازی به مصلح نبود نیازی به راهنما نبود نیازی نبود که ما دانشگاهها مدارس سایر مراکز کسب علم را راه اندازی کنیم چرا که انسان به وسیله تجربه وخطا در آخر راه خویش را پیدا می کند اما آنچه باعث شد این جملات رابنویسم سخنانی است که هرچند پراکنده اما به طور مستمر از دوستان دانشجویم می شنوم که آیا امامان می توانستن گناه کنند که آیا امامان انسان های برتری هستن که آیا امامان و پیامبران واسطه های فیض الهی هستن که آیا اعتقاد به مهدی موعود اعتقادی درست است وآیا یک انسان می تواند چند هزار سال عمر کند و هزاران سوال دیگر که در عرصه دین برای انسانی که خواهان تجربه وکسب حقایق حقه هستند پیش می آید اما پاسخ به این سوالات نیاز به وقت بسیار دادر و زمان اما در اینجا من قصدم رفع این ابهامات نیست بلکه قصد دارم که بگویم من چرا امامانم رادوست دارم اما به گونه ای دیگر


من امامانم را دوست دارم چرا که آنان در طول زندگی خود همیشه مبارز بوده اند ومدافع حقوق مردم


من امامانم را دوست دارم نه به این خاطر که معصوم زاده شده اند بلکه به این خاطر که همانند من زاده شده اند و طبق نثر صریح قرآن آنان هم مثل من بوده اند و انسانی بوده اند که از خاک آفریده شدند


من امانم را دوست دارم نه به این خاطر که نمی توانستن گناه کنند بلکه به این خاطر که می توانستند ونمیکردند


من امامنم را دوست دارم چرا که در سرزمینی که سرتاسر جهل بود زندگی می کردند اماهر گز دست از تلاش برای کسب علم بر نداشتند


من امامانم را دوست دارم چرا که با وجود جاهلین فراوان در کارشان هر گز جاهل نبودند


من امامانم را دوست دارم چرا که آنان همیشه پیرو راه حق بودند


من امامانم را دوست دارم چرا که با جهل مبارزه می کردن


من امامانم را دوست دارم چرا که حق را می گفتند هر چند به ضررشان تمام می شد


من امامانم را دوست دارم چرا که هیچ گاه جواب جهل را با جهل نمی دادند


من امامانم را دوست دارم چرا که توانستند جهل اعراب جاهل نفهم را تا حدودی بر طرف سازند


من امامنم را دوست دارم چرا که خشک مقدس های خر قائم الیل نماز شب خوان با آنها سر به مخالفت برداشتن


من امامانم را دوست دارم چرا که روشنفکران خر نفهم که فقط خود را مدار و عامل گردش زمین می دانند با آنان سر مخالفت بر داشتند


من امامانم را دوست دارم چرا که آنان بهترین الگو های مبارزاتی بر علیه ظلم ستم هستند


و من امامانم را دوست دارم چرا که هرگز گناه نکردند و هرگز جاهل نبودند و هرگز به دنبال مال و ثروت نبودند و هر گز هرگز کاری که بر خلاف منافع موجودات جاندار باشد انجام ندادند در صورتی که می توانستند نکردند نه اینکه توانایی بر انجام گناه نداشته باشند


من دوستشان دارم چرا که آنان حتی برای حیونات هم ارزش قائل بودن


پس ما، و همه آزادی خواهان به هزار دلیل که من چندتای از آنها را بر شمردم امامانمان را دوست داریم و به آنان عشق می ورزیم و چون الگوی ما در راه رسیدن به هدف هستند هرکس اعم از خشک مقدس خر نماز خوان عرب زده که دیدشان تا دماغشان بیشتر نیست تا روشنفکران نادن که خود را دانا فرض می کنند بخواهند اینان را از من بگیرند آنان را در خون خود غرق خواهم ساخت ....




دانش پژوه ::: پنج شنبه 24/10/88::: ساعت 11:51 عصر

به نام قلم آفرین


...........نگاهم را نمی توانستم از آن بر کنم و خدا می نگریست.من به محبت او،به بخشایش عظیم او امیدوار بودم اما می ترسیدم که این خیر خواهان ونصیحتگران حرفه ای پیش افتند وسر پند واندرز های مشفقانه اشان را بازکنند ادامه مطلب...




دانش پژوه ::: جمعه 11/10/88::: ساعت 1:2 صبح

من برتولت برشت،
از جنگل های سیاه می آیم،
مادرم،هنگامی که در بطن او آرمیده بودم،
مرا به شهرها آورد.


اما سرمای جنگل ها تا روز مرگ در پیکرم باقی خواهد ماند.


من با مردم مهربانم و به شیوه آنها کلاه سیلندر بر سر می گذارم.
می گویم: آنها مانند جانورانند،
تنها بوی دیگری دارند،
و می گویم :مهم نیست! من هم چنینم!
برتولت برشت




دانش پژوه ::: چهارشنبه 18/9/88::: ساعت 12:5 صبح

من در سرزمینی زندگی می کنم که در آن دویدن سهم کسانی است که نمی رسند و رسیدن حق کسانی که نمی دوند......


دکتر سروش




دانش پژوه ::: دوشنبه 18/8/88::: ساعت 9:2 عصر

نمی دانم...
پس از مرگم چه خواهد شد....
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت....
ولی بسیار مشتاقم....
که از خاک گلویم سوتکی سازد....
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ وبازی گوش....
واو یک ریز وپی درپی دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد....
وخواب خفتگان خفته را آشفته سازد بدین سان بشکند در من سوکت مرگبارم را .....
معلم شهید دکتر علی شریعتی



دانش پژوه ::: جمعه 3/7/88::: ساعت 1:43 عصر

قابل توجه همه ی دوستانی که کتابداری می خونند و به این رشته علاقه ای ندارند شکسپیر جمله ی زیبایی دارد در این مهم که در زیر نقل می گردد:
آنچه را که دوست می داری به دست آور وگر نه مجبوری آنچه که به دست می آوری دوست داشته باشی




دانش پژوه ::: پنج شنبه 19/6/88::: ساعت 6:44 عصر

1.اختراع خط


هیچ کس نمی داند که انسان در چه زمانی قدرت تکلم وسخن گفتن را آموخته است اما فرض کلی بر این است که زبان گفتاری پیشینه ای 100هزار ساله داردوبرخلاف گفتار وتکلم خط سابقه ی چندان طولانی ندارد.
درواقع دست یابی به خط ناشی از تکامل زیستی انسانها نبود بلکه ناشی از تکامل فرهنگی بود.خط بدون شک مهترین اختراع در تاریخ تمدن بشر به حساب می آید تا آنجایی که تاریخ بشر را به دو دوره ی تاریخی قبل وبعد از اختراع خط تقسیم می کند (دوره ی پیش از تاریخ دوران تاریخی)با اختراع خط نخستین <انفجار دانش >در سطح جهان ودر مناطقی مانند مصر شرق نزدیک هند ویونان به وقوع پیوست.اولین مصنوع دست بشر که می توان آن را با کمی تسامح خط نامید عبارت است از نقش هایی که بر روی دیوارهای غارهای شمال اسپانیاوفرانسه در حدود 20 هزار سال پیش کنده کاری شده است ودر حال حاضر نیز وجود دارد.اما اولین مصنوعی که به طور دقیق می توان آن را خط نامید 5500سال پیش درناحیه ی مزوپتامیایافت شده است در واقع اولین تمدنی که بر اثر وفور نعمات فرصت کافی برای اختراع خط را داشته است این قوم بوده اند .


ادامه مطلب...




دانش پژوه ::: دوشنبه 23/10/87::: ساعت 12:36 صبح

   1   2      >
>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 21


بازدید دیروز: 67


کل بازدید :42341
 
 >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<
دانش پژوه[37]
نمیدانم.............
 
 
 
 
>>لوگوی دوستان<<
 
>>اشتراک در خبرنامه<<